تبلیغات
دیناروند پارسی - داستان عقرب






دیناروند پارسی

به دیناروند پارسی خـــــــــــوش آمــــــــــدیـــــــــــــــــــد

روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا  می زند  او تصمیم گرفت که او را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نیش زد ، مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون آورد  اما عقرب بار دیگر او را نیش زد .  رهگذری او را دید و پرسید :برای چی عقربی را که نیش میزند  نجات می دهی ؟

مرد پاسخ داد : این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که محبت کنم .

پس چرا مانع محبت کردن شوم . فقط به دلیل اینکه عقرب طبیعتش نیش است!!!

برگ و میوه یک درخت  ، نوع درخت را نشان می دهد ، مثل حرف ها و کارها آدم ها که فکر و درون آنها را نشان می دهد.

فرقش این است با نمی توان با  تغییر میوه  ، نوع درخت را عوض کرد ، اما تغیر کارها و حرف ها ، آرام آرام  درون آدم را تغیر می دهند .

 

 

از کوزه همان برون تراود که در اوست....




طبقه بندی: داستان كوتاه، 
[ پنجشنبه 1391/04/22 ] [ 09:23 قبل از ظهر ] [ مهدی كریمی صابر ] نظرات



      قالب ساز آنلاین