تبلیغات
دیناروند پارسی






دیناروند پارسی

به دیناروند پارسی خـــــــــــوش آمــــــــــدیـــــــــــــــــــد

پل!

تا حالا برای چند نفر پل ساختیم!!؟؟
پل

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید.

نجـار گفت:«من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»

 برادر بزرگ تر جواب داد: «بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن،

آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»

 سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:« در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینمنجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار.

 برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.»

 نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:«نه، چیزی لازم ندارم.»

هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:«مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»

 در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است. کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد.نجار گفت:«دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم

تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!! بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدم؟!!!؟

 

+++++++++++++++++++++++++++






طبقه بندی: داستان كوتاه، 
[ شنبه 1393/01/9 ] [ 08:15 بعد از ظهر ] [ مهدی كریمی صابر ] نظرات


ادامه عکسها

طبقه بندی: سایر مناظر دیدینی خرم آباد، 
برچسب ها:مناظر زیبای اطراف معمولان،  
[ دوشنبه 1393/01/4 ] [ 08:00 بعد از ظهر ] [ مهدی كریمی صابر ] نظرات


ادامه عکسهای سیرم و للری

طبقه بندی: سایر مناظر دیدینی خرم آباد، 
برچسب ها:سیرم و للری،  
[ دوشنبه 1393/01/4 ] [ 07:58 بعد از ظهر ] [ مهدی كریمی صابر ] نظرات









سال نو مبارک




هفت سین


[ جمعه 1393/01/1 ] [ 01:40 بعد از ظهر ] [ مهدی كریمی صابر ] نظرات


ادامه عكسها

طبقه بندی: شهدای روستای دیناروند، روستای دیناروند، 
برچسب ها:آیین گل مالی لرستان، عاشورا در روستای دیناروند، آیین چمر،  
[ پنجشنبه 1392/08/30 ] [ 03:26 بعد از ظهر ] [ مهدی كریمی صابر ] نظرات

تعداد کل صفحات : 35 ::     1  2  3  4  5  6  7  ...  



      قالب ساز آنلاین